از اینجا تا انتها چقدر فاصله است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟






..............................................................





تا کی پیاده رفتن ،برهنه رفتن سهم من است؟؟؟؟؟؟؟؟

مدتهاست می دانم
مدتهاست میدانم که آدمها چقدر تنها هستند
ولی نمی دانم چرا نمی توانم باورش کنم  و بپذیریمش
 و همه زندگی من قربانی این خیال خام  شده که تنها نیستم.....
گرچه میدانم
و حس می کنم با ذره ذره وجودم طعم گس تنهایی ام را.

در میان جاده های انتظار...
و در بدو تولدهای سرد ایستاده ام
و کبود ترین آرزوهایم را....
در نخجیر زمان ..
قربانی فرداهای دور سا خته ام
و در سایه های بی رنگ بی کسی
عاشقانه ترین رویایم را.....
به مصلحتی نا معلوم فرو ختم.
شب است  و نگاه من
درد آور ترین ترین اشکهاست.
و غروب نهال نورسی است
که نیا مده باید فرو رود.
من مسا فر خالی از پرواز
در سر کش ترین گردنه ها ......

عا قبت فرو ماندم.

در پیو ستن خونین غروب به تاریکی..
شا عرانه ترین خیالم
.......
فرو ماند.

در سر تاسر این جاده های سرد
و در کشاکش رسیدنم،
تنها یک امید مانده است
و در کور سوی این امید بی نصیب...
شاید هنوز..
راهی در خیال خالی است..
...........